بدبختانه وضعیت جوری شده که نه روزنامه سیاسی می خونم...نه ورزشی... نه ماهواره... نه تلویزیون... فقط بنرهای دانشگاه در محکومیت هتک حرمت امام رو دیدم و از اون طرف شعارهای سبز روی دیوار رو!!!
در هر حال همچنان روی جمله ای از قبل از انتخابات ملکه ذهنم شده تاکید می کنم:
اندکی صبر سحر نزدیک است...
واقعا نمی دونم اینها چی فکر می کنن؟ مردم رو چی فرض کردن؟
نمی دونم چرا بین این همه شعار و عکس و متن و... ،این یه عکس که به طرز تابلویی توی بنگاه خبرپراکنی ۲۰.۳۰ مونتاژ و تبلیغ شد، برای همه مهم شده؟ چرا روز ۱۳ آبان که عکس نائب امام زمان (حضرت آیت الله خامنه ای!!!) رو لگد کردن و به ساحتش توهین کردن اتفاقی نیفتاد؟ چرا این همه عکس و شعار ها و همچنین توهین های کیهان به نوه و فرزند امام به حاشیه رفت و این عکس مهم شده؟
خیلی جالبه... و جالب تر اینکه بعد از این همه رسوائی کودتاچیان،هنوز هستند کسانی که این بازی ها را باور می کنند!!!
من زنده ام فقط اینترنت ام باز قطع شده و دانشگاه هم اونقدر سرم شلوغ میشه که وقت نمیشه آپ کنم...
لطفا مثل همیشه ببخشید...![]()
روزنامه خبر، خودش خودش را تعطیل کرد!
چندی قبل هم روزنامه های سرمایه و صدای عدالت و آرمان و اعتماد ملی و مدتی هم فرهنگ آشتی و... توقیف شدند.
باردیگر به این حرف احمدی نژاد ایمان آوردم: "آزادی در ایران نزدیک به مطلق است!!!"
هیچوقت فکر نمی کردم بعد از این همه مدت وبلاگ نویسی، اینطور دور و برم خلوت بشه! نه به اون روزهایی که توی لیست لینک های دوستان ام، جا برای سوزن انداختن نبود و نه به الان که غیر از چند تا دوست خیلی صمیمی، چیزی جز چند تا وب سایت و چند تا طنزنویس توی لینکستان ام نیست.
اما قبل از اینکه حس همنوع دوستی اتون گل کنه و کامنت بدید که "نه! مهدی! تو تنها نیستی! ما باهاتیم!!!" و این حرفا، می خواهم چند دلیلی که باعث افتادن ام به این حال و روز بوده رو براتون بنویسم، تا شما اگر می خواهید وبلاگ نویس خوبی باشید، درس عبرتی گرفته و اشتباهات من رو تکرار نکنید!
1 . چندین بار مبادرت به تعویض وبلاگ در 2 سال گذشته
که می دونم اصلی ترین دلیل ریزش بازدید کنندگان ام بوده و همچنین باعث عدم دسترسی دوستان و بازدیدکنندگان قدیمی بهم بوده هرچند لینک انعکاس همچنان در صفحه اول دوربرگردون هست.
2. سیاسی نویسی
مهمترین دلیل کم شدن دوستان و متعاقب اون، بازدیدکنندگان، نوشتن مطالب سیاسی بوده. که باعث شد برخی از دوستان به علت تنفر از سیاست و برخی هم به خاطر تضاد با افکار سیاسی من، قید دوستی با من رو بزنند و به جای اینجا اومدن، به سراغ جاهایی که دوست دارن و یا افکارشون نزدیک تره، برن.
3. غیبت های طولانی وبلاگی
چندین بار اقدام به اعتصاب وبلاگی و چندین بار قطعی اینترنت ام و چندین بار نداشتن انگیزه ی وبلاگ نویسی باعث شد تا غیبت های زیاد و طولانی ام مخصوصا در 18 ماه گذشته، تعداد زیادی را دلسرد کرد و دوستی های کوتاه مدت و کم اثر رو هم از بین برد.
4. ضعیف تر شدن مطالب
بعد از بروز یک سری مسائل در زندگی ام، انگیزه وبلاگ نویسی و طنزنویسی ام کم شد و این باعث شد قلم ام روز به روز ضعیف تر و ضعیف تر بشه تا حدی که خودم می دونم خیلی وقته که یه مطلب باحال و در حد تیم ملی، نداشتم!!!
5. دیگر موارد!
کمتر کامنت دادن ام (که خودش یک نوع تبیلغ برای وبلاگه) و شلوغ شدن سرم به خاطر سنگینی درس ها و البته مسائل مختلف جامعه و همچنین عدم ایجاد دوستی های جدید و... از دیگر موارد قابل ذکر هستند!
...
نتیجه گیری:
همه اینها باعث شد تا بعد از 3 سال وبلاگ نویسی و وبلاگ داری، هم رتبه ی اینجا در گوگل و هم بازدید کننده هام و هم دوستان ام و هم همه چیزم، خیلی کمتر از انتظار ام و حتی خیلی کمتر از "دوربرگردون"(وبلاگ قبلی ام) بشه که باعث شده بدجور به گذشته ی خودم حسودی ام بشه و...
پ.ن:
برای شروع هیچوقت دیر نیست!